على محمدى خراسانى
494
شرح منطق مظفر (فارسى)
خلاصه مطلب اينكه اگر قلّت تمييز ، ضعف انتباه و قصور ذهنى نبود و همهء انسانها دقيق ، تيزبين ، نكتهسنج ، هوشيار و اهل بينش و معرفت بودند هرگز در عالم مغالطهاى رخ نمىداد و امر بر كسى مشتبه نمىشد ، ديگر كسى از فطرت پاك انسانها سوءاستفاده نمىكرد و باطل بجاى حقّ تكيه نمىزد . معاويهها جاى على را نمىگرفتند و ديگر صناعتى بنام صناعت مغالطه نمىداشتيم ( مثل اينكه اگر همگان صحيح و سالم بودند و مراعات بهداشت را مىكردند ، مريضى نبود و جامعه نيازى به طبيب نداشت ) . از جمله مطالب تأسفبار كه موجب سوءاستفادههاى بسيارى شده آنست كه ما انسانها نوعا از فرق سر تا نوك قدم در باتلاقهاى مغالطهها و خلاف واقعها غوطهور و غرقيم ، و سبب آن ، قصور ذهنى و كمى بينشى است كه در بيشتر انسانها وجود دارد و همگان به نحوى ( البتّه مراتب ، شدّت و ضعف دارد ) بدان مبتلا هستيم مگر بندگان صالح الهى و آنان كه مشمول الطاف و عنايات خاصهء الهى گرديده و از اين لجنزارها رستهاند كه مثل آنان در ميان مردم مثل قطره در ميان اقيانوسهاى بيكران است . قرآن در سورهء و العصر به اين حقيقت اشاره نموده كه تمام انسانها بدون استثناء در خسران و زيانكارىاند ( در همهء ابعاد زندگى و خصوصا مسائل معنوى ، معرفتى و الهى ) مگر آنان كه ايمان آورده و بدنبال آن عمل صالح انجام دادهاند كه اينان اهل نجات هستند . 2 . اهداف مغالطه در امر اوّل دانستيم كه مغالطه دو شعبه دارد : الف . گاهى خود قايس دچار اشتباه شده و در قياس مغالطه كرده و هو كثير في العلوم . ب . گاهى شخص مغالطهكار ، تعمّد داشته و مىخواهد ديگرى را به اشتباه اندازد . واضح است در اين قسم دوّم كه تعمّد تغليط مىباشد ، شخص با عمد ، اراده و اختيار كارى را انجام مىدهد جهت قصدى كه دارد . در اين امر دوّم اغراض ، اهداف و مقاصد را بازگو مىكنيم . گاهى غرض مغالطهگر يك غرض صحيح ، عقلايى و براى يك مصلحت و مطلوبيّت است . مثلا معلّم در مقام گفتگو و مباحثهء علمى به منظور آزمون متعلّم - با شاگردش از در مغالطه وارد مىشود - كه آيا بعد از اين همه درس ، بحث و كلنجار رفتن با او اين قوّت فكرى در او پيدا شده تا مغالطهء اين استدلال را كشف كند يا هنوز آن مهارت را كسب نكرده است ؟ نام اين